قلمدوش

شماره 322...

یک هنرجو | جمعه, ۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

وای که چقدر دلم واسه خاطره نویسی تنگ شده! اصلا دیگه یادم رفته چجوری مینوشتم!

نزدیک یکماه میشه که دیگه کلاس نقاشی نرفتم. توی این مدت دست به کارایی زدم که توی خواب هم نمی دیدم!

یکیش ثبت نام واسه گرفتن مدرک "م.ن.ک" هست! 

میپرسید "م.ن.ک" چیه؟؟ 

مخفف "مربی گری نقاشی کودک" هست. که شامل دو دوره مقدماتی و مربی گری هست.

مقدماتیش چیه؟ همین طراحی مقدماتی که هر جا بخوای بری نقاشی یاد بگیری باید از ایشون شروع کنی.

همون که هر جا میری دست از سرت بر نمیداره. 

تا وقتی کلاس میرفتم فکر میکردم هیچ پیشرفتی نکردم! اما از وقتی رفتم کلاسای مربی گری فهمیدم که یه چیزایی یاد گرفتم و این یعنی پیشرفت!

هر چی سعی کردم پنهان کنم که نقاشی بلدم نشد! از همون جلسه اول مربی ها فهمیدن که یه چیزایی کار کردم! :/

خلاصه جلسه اول کلاس مربی گری جالب بود و پرکار. خلاقیت با اثر انگشت! 

وقتی میخواستم شکل و شمایل توی این اثرانگشت ها در بیارم فهمیدم تا دست به قلم نشی خلاقیت نمیاد. 

این جلسه فقط دو نفر بودیم. بعضی ها غایب بودن. منم از بقیه عقب ترم. واسه همین مربی درسی که قرار بود به دیگرن بده رو به منم داد.

وقتی با اثرانگشتها تنهامون گذاشت و شروع کردم به شکل خلق کردن فکر میکردم دارم چرت و پرت میکشم. 

تا حالا از خودم خلاقیت به خرج نداده بودم! ولی بر خلاف چیزی که فکر میکردم خیلی واسه مربی جالب و خوب بود!!

اونم فهمید که نقاشی کار کردم! 

قسمت وحشتناکش اینجاست که کلاسها خیلی فشرده ست. کلاسای طراحی و کلاسای مربی گری و کار خودم و کلی تکلیف و تمرین!

واسه جلسه اول که کلی خسته کننده بود. اینحا دیگه کلاس آقای زارع نیست که هر وقت دلم خواست کار کنم.

کار نکنیم دعوامون میکنن!

الان میفهمم هری پاتر و دوستش رون وقتی با کلی تکلیف و تمرین زیاد روبرو میشدن چی میکشیدن!

  • یک هنرجو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی