قلمدوش

شماره 328... خاطرات دخترک بدجنس...

یک هنرجو | جمعه, ۲۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۰ ب.ظ | ۰ نظر

تلفن بخش CCU زنگ خورد. سرپرستار گوشی رو برداشت.

-بفرمایید

-سلام.. منم جلال

-سلام خوبی؟

- ممنون... چن تا مریض خوابوندین؟

- یکی قراره بفرستن.. عمل چشم داشته.

- اوکی من شب میام شیفت... خداحافظ

- خداحافظ

*********

ساعت 1 بعدازظهر مریضی که عمل چشم داشت رو آوردن بخش. ولی دو ساعت بعدش مرخص شد.

بعد از اون یه مریض دیگه که پای چپش رو عمل کرده بود آوردن بخش. 

یه پیرمرد 80-90 ساله با گوشهای سنگین.

ساعت 7 جلال وارد بخش شد. من پشت استیشن نشسته بودم. یه سلام مختصر کرد و یک راست رفت بالا سر پیرمرد.

با تعجب و داد و بیداد گفت: 

این چرا پانسمان چشمش بازه؟؟!!... مگه عمل نکرده؟؟!!...

خندم گرفت.. هیچی نگفتم!

پیرمرد با صدای بلند گفت:

من  درد دارم.. من افتاده ام!

بیشتر خندم گرفت. منو یاد بابابزرگ خدا بیامرزم انداخت!

جلال دوباره گفت:

آخه چرا پانسمانشو باز کردی؟؟.. کی گفت این کارو بکنی؟

پیش خودم گفتم حیفه سربسرش نذارم! خیلی خنده دار شده!

گفتم:  نگران نباش.. داروهاشو دادم.. حله..

دوباره با عصبانیت گفت:

یعنی چی حله؟.. نباید پانسمانش رو باز میکردین!.. تازه عمل کرده!

دوباره پیرمرد با صدای بلند گفت:

من چشمم نمی بینه!.. من افتاده ام!

جلال راه افتاد رفت سمت دیگه ی تخت بیمار. یهو چشمش افتاد به یه وسیله که از تخت آویزون بود . 

یه لوله بهش وصل بود که یک سرش زیر ملافه ی بیمار بود. در جا میخکوب شد!

از این حرکتش بیشتر خندم گرفت.

جلال یه نگاه به من کرد و یه نگاه به اون وسیله. ملافه ی مریض رو از روی پاش زد کنار ببینه لوله ش به کجا وصله.

توی همین حین پیرمرد داد زد و گفت:

دنبال چی میگردی؟... من درد دارم.

جلال انتهای لوله رو دید که به پای بیمار وصل بود.

صاف ایستاد و گفت: 

هاشمی!!!!

از خنده روده بر شدم. 

گفتم: گفتم که حله!

گفت: این که پاشو عمل کرده!

گفتم: بله و ضمنا یکی از چشماشم نمی بینه.. گوشاشم سنگینه!

گفت: تو که گفتی چشمشو عمل کرده؟

گفتم: نه من نگفتم... سرپرستار گفت.

گفت: آره ... ولی جریان چیه؟؟

با صدای بلند گفتم: خبرت وقتی از در میای داخل اول بیا من برات توضیح بدم چی به چیه بعد برو سر وقت مریض!

مریض قبلی مرخص شد!

- من تو رو می کشم...

  • یک هنرجو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی